۵ چیزی که این آخر هفته میتوانید با Proyecta بسازید
دقیقاً میدانید چه میخواهید بسازید — ابزاری برای کسبوکارتان، پروژهای جانبی که روی دستمالکاغذی طرحش را کشیدهاید، یا گردشکاریای که هر هفته ساعتها به تیمتان وقت اضافه میدهد. اما بلد نیستید کد بزنید. استخدام یک برنامهنویس برای چیزی که قرار است ساده باشد، زیادهروی به نظر میرسد. پس ایده روی همان دستمالکاغذی میماند.
با Proyecta میتوانید بدون کدنویسی یک اپ بسازید. آنچه میخواهید را به زبان ساده توصیف میکنید، هوش مصنوعی آن را میسازد، و شما تا وقتی درست شود تنظیمش میکنید. بدون راهاندازی، بدون خطای نحوی، بدون هفتهها انتظار برای اینکه یک برنامهنویس وقت خالی پیدا کند.
این هم پنج چیز کاربردی که این آخر هفته میتوانید منتشر کنید — نه دموهای اسباببازی، بلکه ابزارهایی که دوشنبه واقعاً از آنها استفاده خواهید کرد.
۱. یک پورتال مشتری برای کسبوکار فریلنسریتان
اگر فریلنسر هستید — طراحی، مشاوره، کپیرایتینگ، هر چه باشد — احتمالاً ارتباط با مشتری را در ایمیل، Slack، Google Drive و شاید یک صفحهٔ مشترک Notion مدیریت میکنید. تا وقتی بیش از سه مشتری ندارید کار میکند، و بعد کارها از لای انگشتها میافتند.
بهجایش یک پورتال مشتری بسازید. به هر مشتری یک ورود بدهید که بتواند وضعیت پروژهاش را ببیند، خروجیها را دانلود کند، بازخورد بگذارد و فاکتورها را تماشا کند. شما کنترل میکنید که چه چیزی را ببینند.
صفحههای کلیدی: یک داشبورد که پروژههای فعال را با نشانگرهای وضعیت (در حال انجام، بازبینی، تکمیلشده) نشان میدهد، یک بخش فایل که خروجیها را در آن آپلود میکنید، و یک رشتهٔ پیام ساده برای هر پروژه. همین — هیچ چیز زرقوبرقداری نیست، اما چهار ابزار متفاوت را با یک URL که به هر مشتری میفرستید جایگزین میکند.
یک عکاس فریلنسر را تصور کنید که انتخاب عکسها را با مشتریهای عروسی به اشتراک میگذارد. بهجای فرستادن لینکهای Dropbox با ایمیل و دنبالکردن بازخورد در یک صفحهٔ گسترده، مشتریهایش وارد میشوند، عکسهای موردعلاقهشان را ستاره میزنند و مستقیماً روی تصاویر نظر میگذارند. همین یک تغییر — از «۵۰ تای برتر را برایم ایمیل کن» به «روی آنهایی که دوست داری کلیک کن» — کارهای اداری پس از عروسی را از یک بعدازظهر به حدود یک ساعت کاهش میدهد.
۲. یک ابزار داخلی برای جایگزینی آن صفحهٔ گستردهٔ مشترک
هر تیمی یک «صفحهٔ گسترده» دارد. همانی که بهعنوان یک ردیاب سریع شروع شد و به یک هیولای ۴۷ زبانهای تبدیل شد با فرمت شرطیای که هیچکس سر در نمیآورد، فرمولهای VLOOKUP خراب، و سه نفری که میترسند دستش بزنند.
تبدیلش کنید به یک اپ واقعی. دادههای صفحهٔ گستردهتان را وارد کنید، گردشکارها را توصیف کنید («وقتی کسی یک ردیف را تأییدشده علامت میزند، آن را به زبانهٔ تکمیلشدهها ببر و به سرتیم اطلاع بده»)، و بگذارید Proyecta یک رابط درست با فرمها، فیلترها و دسترسی مبتنی بر نقش تولید کند.
یک شرکت مدیریت املاک این کار را با ردیاب درخواستهای تعمیراتش انجام داد. صفحهٔ گسترده ستونهایی برای نام مستأجر، شمارهٔ واحد، شرح مشکل، اولویت، پیمانکار اختصاصدادهشده و وضعیت داشت — همه دستی بهروزرسانی میشدند. نسخهٔ Proyecta یک فرم ثبت که مستأجران میتوانستند مستقیماً از آن استفاده کنند، اختصاص خودکار بر اساس نوع مشکل، و یک داشبورد برای مدیر دفتر که درخواستهای عقبافتاده را نشان میداد، اضافه کرد.
صفحهٔ گسترده ۲۰۰ ردیف داشت و پیدا کردن هر چیزی ۱۰ دقیقه طول میکشید. اپ همان دادهها را دارد اما در دو ثانیه بارگذاری میشود و بر اساس ساختمان، وضعیت یا پیمانکار فیلتر میکند.
۳. یک صفحهٔ فرود با لیست انتظار برای پروژهٔ جانبیتان
یک ایده دارید. مطمئن نیستید کسی دیگر هم آن را میخواهد یا نه. پیش از اینکه هفتهها صرف ساختن خودِ محصول کنید، میخواهید تقاضا را با یک صفحهٔ فرود و یک لیست انتظار بسنجید.
این یک ساختِ ۳۰ دقیقهای است. محصولتان را به زبان ساده توصیف کنید — چه میکند، برای چه کسی است، چرا اهمیت دارد. Proyecta یک صفحهٔ فرود با یک تیتر، چند بخش مزایا و یک فرم جمعآوری ایمیل تولید میکند. ورودیهای لیست انتظار به یک پایگاه دادهٔ ساده میروند که بعداً میتوانید خروجی بگیرید.
این چیزی است که این را از یک سازندهٔ صفحهٔ فرود عمومی بهتر میکند: میتوانید منطق اضافه کنید. میخواهید از ثبتنامکنندههای لیست انتظار یک سؤال بپرسید («بزرگترین درد شما با X چیست؟») و بر اساس پاسخشان دستهبندیشان کنید؟ میخواهید به افرادی که از Twitter میآیند پیامی متفاوت از LinkedIn نشان دهید؟ شما توصیفش میکنید، Proyecta میسازدش.
یک بنیانگذار از این برای آزمودن سه زاویهٔ متفاوت محصول برای یک ایدهٔ واحد استفاده کرد. سه صفحهٔ فرود، سه ارزش پیشنهادی متفاوت، یک جمعآوری ایمیل یکسان. پس از یک هفته به اشتراکگذاری در جامعههای مرتبط، دادهها روشن بود: یک زاویه چهار برابر بیشتر ثبتنام گرفت. او محصول را حول آن زاویه ساخت.
۴. یک ردیاب عادت که واقعاً همانطور که میخواهید کار میکند
هر اپ ردیاب عادت یک فرض یکسان دارد: شما زنجیره، نشان و نمای تقویمی میخواهید. اما شاید چیز متفاوتی بخواهید. شاید بخواهید عادتها را با یک برنامهٔ منعطف دنبال کنید (سه بار در هفته، نه هر روز). شاید بخواهید یک عدد ثبت کنید، نه یک تیک (لیوان آب، صفحههای خواندهشده، دقیقههای مدیتیشن). شاید یک صفحهٔ مرور هفتگی بخواهید که الگوها را نشانتان دهد، نه فقط یک شبکهٔ نقطههای سبز.
ردیابی را بسازید که با ذهن شما جور باشد. عادتهایی را که میخواهید دنبال کنید توصیف کنید، اینکه چطور میخواهید واردشان کنید (یک ضربهٔ سریع روی موبایل، یا فرمی با یادداشت)، و اینکه مرور باید چه شکلی باشد. یک ابزار شخصی متناسب با شیوهٔ واقعی فکر کردن شما به عادتهایتان به دست میآورید.
شاید بیاهمیت به نظر برسد، اما ردیابهای شخصی یکی از رایجترین چیزهایی است که مردم با سازندههای اپ هوش مصنوعی میسازند. دلیلش ساده است: اپهای عادت آماده برای عادتهای آماده کار میکنند.
لحظهای که روتین شما کمی غیراستاندارد میشود — بین سه نوع تمرین میچرخید، دوزهای دارو را در زمانهای مشخص دنبال میکنید، میخواهید کیفیت خواب را با بهرهوری همبسته کنید — اپهای عمومی شما را مجبور میکنند خودتان را با ساختار آنها وفق دهید، نه برعکس.
کسی را تصور کنید که یک بیماری مزمن را مدیریت میکند و میخواهد زمانبندی دارو، شدت علائم را در مقیاس ۱ تا ۵، و وعدههای غذایی را — همه در یک جا — دنبال کند. یک نمای هفتگی که این سه جریان داده را روی هم میگذارد میتواند همبستگیهایی را آشکار کند که یک دفترچهٔ کاغذی یا یک اپ عمومی هرگز نمیتوانست. این همان نوع ابزار شخصی است که فقط وقتی معنا پیدا میکند که بتوانید خودتان، برای خودتان، آن را بسازید.
۵. یک CRM ساده برای یک تیم فروش کوچک
Salesforce یک جنگندهٔ جت است. شما به یک دوچرخه نیاز دارید.
اگر تیم فروش شما دو تا ده نفر است، به الگوریتمهای امتیازدهی سرنخ، پیشبینی با هوش مصنوعی یا رکوردهای تماس ۲۰۰ فیلدی نیاز ندارید. به جایی نیاز دارید که دنبال کنید با چه کسی صحبت میکنید، آخرین بار چه گفتید، و کِی باید پیگیری کنید.
یک CRM سبک با Proyecta بسازید. یک فهرست مخاطبین با شرکت، نقش و مرحلهٔ معامله. یک خط زمانی تعاملات برای هر مخاطب (تماس گرفتم، ایمیل زدم، در کنفرانس دیدم). یک نمای «این هفته پیگیری کن» که مخاطبانی را که مدتی است سراغشان نرفتهاید رو میکند. شاید یک نمای ساده از قیف فروش — بالقوه، تماسگرفتهشده، در حال مذاکره، بستهشده — با امکان کشیدن و رها کردن بین مراحل.
به یک شرکت مشاورهٔ سهنفره فکر کنید که ماهی ۱۵۰ دلار برای یک CRM میپردازد که از ۱۰٪ آن استفاده میکنند. آنها میتوانند نسخهٔ خودشان را در یک بعدازظهر با Proyecta بسازند — چند قابلیتی را که هرگز استفاده نمیکردند (ردیابی ایمیل، یکپارچهسازی ضبط تماس) از دست بدهند و چیزی به دست بیاورند که CRM قدیمیشان هرگز نداشت: یک نمای «شبکهٔ معرفی گرم» که نشان میدهد کدام مشتریهای فعلی میتوانند آنها را به مشتریهای بالقوه معرفی کنند.
آن نوع قابلیت سفارشی — مخصوص شیوهٔ واقعی فروش تیم شما — اصل مطلب است. شما در حال پیکربندی نرمافزار کس دیگری نیستید. در حال ساختن نرمافزار خودتان هستید.
الگو: چیزی را بسازید که نرمافزار آماده نمیسازد
به این پنج پروژه دقت کردید؟ هیچکدامشان از نظر فنی سخت نیستند. یک برنامهنویس میتوانست هر کدام را در چند روز بسازد. مشکل هرگز پیچیدگی فنی نبود — اقتصادی بود. استخدام یک برنامهنویس برای ساختن یک پورتال مشتری فریلنسری یا یک ردیاب عادت شخصی از نظر مالی منطقی نیست. پس از ابزارهای عمومی استفاده میکنید که نسبتاً کار میکنند، با فرایندهای دستی و کپیپیست بین زبانهها سرهمبندی شدهاند.
این همان محاسبهای است که وقتی میتوانید بهجای یک اسپرینت در یک بعدازظهر بدون کدنویسی یک اپ بسازید، تغییر میکند. دیگر به ابزارهایی که تقریباً جور هستند رضایت نمیدهید. همان چیزی را که واقعاً نیاز دارید میسازید، شکلگرفته حول شیوهٔ واقعی کارتان.
آخر هفته دارد میآید. یکی از اینها را انتخاب کنید — یا چیزی کاملاً متفاوت — و سعی کنید با Proyecta بسازیدش. بدترین حالت این است که یک ساعت وقت میگذارید و چیزی یاد میگیرید. بهترین حالت این است که دوشنبه چیزی منتشر میکنید که بقیهٔ هفتهتان را بهطور محسوسی آسانتر میکند.