چطور اولین SaaS خود را بدون نوشتن حتی یک خط کد بسازید

سه سال پیش، ساختن یک محصول SaaS یعنی استخدام برنامه‌نویس یا صرف ماه‌ها برای یادگیری کدنویسی. فاصلهٔ ایده تا محصول عظیم بود. تصویر روشنی از آنچه می‌خواستید داشتید — یک پورتال مشتری، یک ابزار صورت‌حساب، یک سیستم رزرو — اما خودِ بخش ساختن به مهارت‌هایی نیاز داشت که نداشتید و توان پرداختش را نداشتید.

آن فاصله فروریخته است. سازنده‌های اپ هوش مصنوعی مثل Proyecta برای افرادی با صفر تجربهٔ برنامه‌نویسی ممکن کرده‌اند که محصولات نرم‌افزاری واقعی بسازند، راه‌اندازی کنند و بفروشند. نه نمونه‌های اولیهٔ اسباب‌بازی. نه صفحه‌های فرود با یک فرم. اپ‌های کارآمد واقعی با حساب کاربری، پایگاه داده، پردازش پرداخت و منطق سفارشی.

این راهنما گام به گام به شما نشان می‌دهد چطور انجامش دهید. بدون کد. بدون مدرک علوم کامپیوتر. فقط ایدهٔ شما و چند ساعت.

با یک مشکل شروع کنید، نه یک محصول

رایج‌ترین اشتباهی که سازنده‌های SaaS تازه‌کار مرتکب می‌شوند شروع با یک فهرست قابلیت است. «می‌خواهم اپی با یک داشبورد، نقش‌های کاربری، یکپارچه‌سازی Stripe و یک تختهٔ Kanban بسازم.» این دستورالعملی برای خزش محدوده و اپی است که هیچ‌کس از آن استفاده نمی‌کند.

به‌جایش، با یک مشکل خاص که یک گروه خاص از مردم دارند شروع کنید.

نقطه‌های شروع خوب:

  • «عکاسان فریلنسر هفته‌ای ۲ ساعت دنبال مشتری‌ها می‌دوند تا گالری‌ها را انتخاب کنند. می‌خواهم بگذارم مشتری‌ها موردعلاقه‌هایشان را از یک لینک مشترک انتخاب کنند.»
  • «استودیوی یوگای من از یک برگهٔ ثبت‌نام کاغذی استفاده می‌کند. می‌خواهم مشتری‌ها از روی گوشی‌شان کلاس رزرو کنند.»
  • «تیم فروش ما داده‌ها را بین سه صفحهٔ گستردهٔ مختلف کپی می‌کند تا یک گزارش هفتگی بسازد. می‌خواهم این خودکار اتفاق بیفتد.»

دقت کنید که هر کدام از این‌ها یک مشکل، یک شخص که آن را دارد، و تقریباً اینکه یک راه‌حل چه شکلی است را توصیف می‌کنند. همین چیزی است که نیاز دارید.

پیش از ساختن هر چیزی، جریان اصلی را ترسیم کنید

۱۵ دقیقه با یک دفترچه (کاغذی یا دیجیتال، فرقی نمی‌کند) وقت بگذارید و به این چهار سؤال پاسخ دهید:

۱. چه کسی از این استفاده می‌کند؟ یک یا دو نوع کاربر را نام ببرید. یک عکاس و مشتری‌هایش. یک صاحب استودیو و شرکت‌کنندگان کلاس. یک مدیر فروش. ۲. آن‌ها چه می‌کنند؟ مراحل را قدم به قدم طی کنید. عکاس عکس‌ها را آپلود می‌کند. مشتری آن‌ها را می‌بیند و موردعلاقه‌ها را انتخاب می‌کند. عکاس یک فهرست می‌گیرد. ۳. اپ باید چه داده‌ای ذخیره کند؟ عکس‌ها و انتخاب‌ها. کلاس‌ها و رزروها. اعداد فروش و قالب‌های گزارش. ۴. پول چطور جریان دارد؟ اشتراک ماهانه از عکاس. کارمزد به‌ازای هر رزرو از استودیو. رایگان برای ابزارهای داخلی (شرکت شما مشتری است).

شما در حال طراحی یک طرح پایگاه داده نیستید. دارید مطمئن می‌شوید که شکل آنچه می‌سازید را پیش از شروع توصیف آن به یک هوش مصنوعی می‌فهمید.

اپتان را برای سازندهٔ هوش مصنوعی توصیف کنید

اینجا جایی است که کارها جالب می‌شوند. Proyecta (یا هر سازندهٔ اپ هوش مصنوعی‌ای که استفاده می‌کنید) را باز کنید و آنچه می‌خواهید را به زبان ساده توصیف کنید. هر چه دقیق‌تر باشید، نتیجهٔ اولتان بهتر است.

این هم یک نمونه برای اپ گالری عکاسی:

«یک وب‌اپ بساز که یک عکاس بتواند یک پروژه بسازد، عکس‌ها را در آن آپلود کند، و یک لینک با مشتری‌اش به اشتراک بگذارد. مشتری لینک را باز می‌کند (بدون نیاز به ورود)، عکس‌ها را در یک شبکه می‌بیند، و کلیک می‌کند تا موردعلاقه‌هایش را انتخاب کند. عکاس می‌تواند ببیند کدام عکس‌ها انتخاب شده‌اند. عکاس به یک حساب با ورود ایمیلی نیاز دارد.»

همین. بدون اصطلاحات فنی. بدون اشاره به React، PostgreSQL یا اندپوینت‌های API. فقط تجربه‌ای که می‌خواهید.

یک سازندهٔ هوش مصنوعی خوب مثل Proyecta از این یک اپ کارآمد تولید می‌کند: یک صفحهٔ ورود، یک جریان ساخت پروژه، یک رابط آپلود عکس، یک گالری مشتری قابل‌اشتراک، و یک داشبورد انتخاب‌ها. در عرض چند دقیقه به یک اپ واقعی و قابل‌کلیک نگاه خواهید کرد.

از طریق گفت‌وگو اصلاح کنید، نه پیکربندی

نسخهٔ اول تولیدشدهٔ شما بی‌نقص نخواهد بود. این انتظار می‌رود. جادوی سازنده‌های اپ هوش مصنوعی این است که چیزها را با حرف زدن درست می‌کنید، نه با گشتن در پنل‌های تنظیمات.

به آنچه گرفتید نگاه کنید و توصیف کنید چه چیزی غلط است:

  • «شبکهٔ عکس‌ها خیلی فشرده است. هر عکس را بزرگ‌تر کن و کمی فاصله اضافه کن.»
  • «می‌خواهم مشتری بتواند روی عکس‌های جداگانه نظر بگذارد، نه فقط انتخابشان کند.»
  • «یک دکمهٔ “دانلود انتخاب‌شده‌ها” اضافه کن که بگذارد عکاس عکس‌های انتخاب‌شده را به‌صورت یک فایل zip خروجی بگیرد.»

هر درخواست اپ را اصلاح می‌کند. شما در حال اصلاح با زبان طبیعی هستید، که به‌طور چشمگیری سریع‌تر از نوشتن کد یا کشیدن اجزا در یک ویرایشگر بصری است.

یک نکته که ساعت‌ها صرفه‌جویی می‌کند: سعی نکنید همه چیز را در یک جلسه درست کنید. اول جریان اصلی را بسازید (آپلود ← اشتراک ← انتخاب)، مطمئن شوید کار می‌کند، و بعد قابلیت‌ها را یکی‌یکی اضافه کنید. وقتی بتوانید واقعاً از نسخهٔ پایه استفاده کنید، تصمیم‌های بهتری دربارهٔ آنچه اضافه می‌کنید می‌گیرید.

قطعاتی را اضافه کنید که آن را به یک محصول واقعی تبدیل می‌کنند

یک اپ کارآمد هنوز یک SaaS نیست. برای اینکه بابتش پول بگیرید، به چند قطعهٔ دیگر نیاز دارید:

حساب کاربری و احراز هویت. اپ شما این را از توصیف اولیه دارد، اما مطمئن شوید جریان را دوست دارید. آیا کاربران می‌توانند رمزشان را بازنشانی کنند؟ آیا یک صفحهٔ ثبت‌نام دارد که معنا می‌دهد؟

پرداخت‌ها. از سازنده بخواهید یکپارچه‌سازی Stripe را اضافه کند. چیزی مثل: «یک صفحهٔ اشتراک اضافه کن. عکاسان یک دورهٔ آزمایشی رایگان ۱۴ روزه می‌گیرند، بعد ماهی ۱۹ دلار می‌شود. برای پرداخت‌ها از Stripe استفاده کن.» سازنده‌های هوش مصنوعی می‌توانند یکپارچه‌سازی را تولید کنند، اما باید حساب Stripe واقعی‌تان را وصل و آزمایش کنید.

یک صفحهٔ فرود. به صفحه‌ای نیاز دارید که توضیح می‌دهد اپتان چه می‌کند و یک دکمهٔ ثبت‌نام دارد. می‌توانید این را داخل همان ابزار بسازید: «یک صفحهٔ فرود بساز که اپ را توضیح می‌دهد. تیتر: “دنبال کردن مشتری‌ها برای انتخاب عکس را تمام کن.” شامل یک ناحیهٔ اسکرین‌شات دمو، سه نکتهٔ مزایا، قیمت‌گذاری و یک دکمهٔ “شروع آزمایش رایگان”.»

تنظیمات پایه. کاربران انتظار دارند ایمیلشان را عوض کنند، رمزشان را به‌روز کنند، و شاید چند چیز را سفارشی کنند. «یک صفحهٔ تنظیمات اضافه کن که عکاسان بتوانند نام، ایمیل و یک لوگو که روی لینک‌های گالری مشتری‌شان ظاهر می‌شود را به‌روز کنند.»

مثل یک کاربر واقعی آزمایشش کنید

پیش از نشان دادن این به هر کسی، خودتان از سر تا ته از آن استفاده کنید:

۱. از صفحهٔ ثبت‌نام یک حساب بسازید. ۲. جریان آشناسازی را طی کنید. ۳. یک پروژه بسازید و چند عکس واقعی آپلود کنید. ۴. لینک مشتری را در یک مرورگر دیگر (یا یک پنجرهٔ ناشناس) باز کنید. ۵. چند عکس را طوری انتخاب کنید که انگار مشتری هستید. ۶. بررسی کنید که انتخاب‌ها در داشبورد عکاس نمایش داده می‌شوند. ۷. جریان پرداخت را امتحان کنید (Stripe برای این یک حالت آزمایشی دارد).

هر چیزی که اشتباه، گیج‌کننده یا خراب به نظر می‌رسد را بنویسید. بعد به Proyecta برگردید و هر مشکل را درست کنید. «وقتی لینک مشتری را روی گوشی‌ام باز می‌کنم، عکس‌ها ریزند. گالری را واکنش‌گرا کن تا روی موبایل خوب کار کند.» «بعد از انتخاب عکس‌ها، هیچ پیام تأییدی نیست. یک اعلان “انتخاب‌های شما ذخیره شد” اضافه کن.»

این حلقهٔ آزمایش — استفاده کن، اصطکاک پیدا کن، اصلاح را توصیف کن، تکرار کن — شیوه‌ای است که یک اپ تولیدشده را به چیزی صیقل می‌دهید که واقعاً بابتش پول می‌دادید.

اولین کاربرانتان را به دست بیاورید (پیش از اینکه «آماده» باشد)

اپ شما برای به دست آوردن کاربر لازم نیست تمام شده باشد. لازم است مشکل اصلی را حل کند.

اگر ابزار عکاسی را می‌سازید، سه عکاس در شبکه‌تان (یا در یک جامعهٔ آنلاین) پیدا کنید و به آن‌ها دسترسی رایگان بدهید. «ابزاری ساختم که می‌گذارد مشتری‌هایت عکس‌های موردعلاقه‌شان را از یک لینک مشترک انتخاب کنند. می‌خواهی با عکاسی بعدی‌ات امتحانش کنی؟»

سه کاربر واقعی بیشتر از سه ماه برنامه‌ریزی قابلیت به شما یاد می‌دهند که بعد چه بسازید. چیزهایی به شما می‌گویند مثل «باید بتوانم عکس‌ها را در بخش‌ها سازماندهی کنم» یا «می‌شود مشتری به‌جای فقط انتخاب، ۵ تای برترش را رتبه‌بندی کند؟» این‌ها اصلاح‌های بعدی شما هستند.

واقع‌بینانه چه چیزی را می‌توانید این‌طور بسازید

مردم محصولات شگفت‌انگیز توانمندی با سازنده‌های اپ هوش مصنوعی می‌سازند. این هم چند دستهٔ واقعی که خوب کار می‌کنند:

  • پورتال‌های مشتری: اشتراک فایل‌ها، جمع‌آوری بازخورد، ردیابی وضعیت پروژه
  • سیستم‌های رزرو: زمان‌بندی قرارها، کلاس‌ها یا مشاوره‌ها
  • ابزارهای داخلی: داشبوردهایی که از صفحه‌های گسترده یا API ها داده می‌کشند، گردش‌کارهای تأیید، ردیاب‌های موجودی
  • مارکت‌پلیس‌ها: وصل کردن خریداران و فروشندگان با آگهی‌ها، جست‌وجو و پیام‌رسانی
  • ابزارهای محتوا: مدیران خبرنامه، زمان‌بندهای شبکهٔ اجتماعی، تقویم‌های محتوا

چیزی که (هنوز) به‌خوبی کار نمی‌کند: اپ‌هایی با قابلیت‌های بلادرنگ پیچیده مثل ویدئوی زنده، پردازش سنگین داده، یا هر چیزی که به یکپارچه‌سازی سخت‌افزار سفارشی نیاز دارد. برای بقیهٔ چیزها، تعجب می‌کنید که چقدر دور می‌توانید بروید.

هزینهٔ ساختن به این شیوه

بیایید دربارهٔ اعداد صحبت کنیم. یک برنامه‌نویس فریلنسر که اپ گالری عکاسی را می‌سازد بسته به جایی که استخدام می‌کنید ۵٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ دلار می‌گیرد. یک آژانس توسعه، ۲۰٬۰۰۰ دلار به بالا. جدول زمانی: ۴ تا ۱۲ هفته.

با یک سازندهٔ اپ هوش مصنوعی مثل Proyecta، با یک اشتراک ماهانه و چند ساعت از وقت خودتان روبه‌رو هستید. می‌توانید همان روزی که شروع می‌کنید یک نمونهٔ اولیهٔ کارآمد داشته باشید، و در عرض یک هفته اصلاح، یک محصول آمادهٔ راه‌اندازی.

معاوضه‌اش انعطاف‌پذیری است. یک اپ سفارشی‌ساخته می‌تواند به‌معنای واقعی هر کاری بکند. یک اپ ساخته‌شده با هوش مصنوعی می‌تواند بیشتر چیزها را بکند، و این فاصله هر ماه باریک‌تر می‌شود. برای یک SaaS اول، که هنوز در حال فهمیدن این هستید که اصلاً کسی آنچه می‌سازید را می‌خواهد یا نه، شروع سریع و ارزان تقریباً همیشه انتخاب درستی است.

وقتی از آن بزرگ‌تر شدید چه می‌شود؟

سؤال منصفانه‌ای است. اگر SaaS شما بگیرد و به قابلیت‌هایی نیاز پیدا کنید که فراتر از توان یک سازندهٔ هوش مصنوعی هستند، گزینه دارید. اکثر اپ‌های ساخته‌شده با هوش مصنوعی در پس‌زمینه از فناوری‌های استاندارد استفاده می‌کنند — می‌توانید کد را خروجی بگیرید و به یک برنامه‌نویس بدهید. یا می‌توانید برای ۹۰٪ قابلیت‌هایی که به‌خوبی مدیریت می‌کند با Proyecta اصلاح را ادامه دهید و برای ۱۰٪ باقی‌مانده یک برنامه‌نویس بیاورید.

نکتهٔ مهم این است که لازم نیست این مشکل را امروز حل کنید. حالا بسازید. یاد بگیرید کاربرانتان واقعاً چه می‌خواهند. اگر خوش‌شانس باشید که از ابزارهایتان بزرگ‌تر شوید، این مشکل بسیار خوبی است که داشته باشید.

نوبت شماست

مشکلی را که متوجه شده‌اید انتخاب کنید — در سر کار، در پروژهٔ جانبی‌تان، در زندگی روزمره‌تان. ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و بنویسید چه کسی آن را دارد و یک راه‌حل چه شکلی است. بعد Proyecta را باز کنید و توصیفش کنید.

شاید تعجب کنید که چقدر سریع «ایده‌ای برای یک اپ دارم» تبدیل می‌شود به «یک اپ دارم».